ولادت
19 خرداد 1396 توسط ثریا
میلاد حسن(ع) خسرو دین است امشب شادی و سرور مؤمنین است امشب از یمن قدوم مجتبی(ع) طاعت ما مقبول خداوند مبین است امشب میلاد با سعادت امام حسن مجتبی عنوان مبارک باد. بیشتر »
رباعی/میلاد
19 خرداد 1396 توسط ثریا
چند رباعی از یوسف رحیمی برای میلاد امام حسن مجتبی(ع) امشب که فرشتگان سخن می گویند گویا سخن از زبان من می گویند ذکر لبشان شنیدنی تر شده است در ارض و سما حسن حسن می گویند * خاک قدمش شمیم جنت دارد در هر نفسش عطر اجابت دارد اعجاز محمدی ست در چشمانش از بس که… بیشتر »
دریا باش
19 خرداد 1396 توسط ثریا
کودکی که لنگه کفشش را دریا گرفته بود روی ساحل نوشت: دریا دزد کفش های من مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت: دریا سخاوتمند ترین سفره ی هستی موج آمد و جملات را با خود شست تنها برای من این پیام را گذاشت که : برداشت های دیگران در مورد خودت را… بیشتر »
دوستت دارم
19 خرداد 1396 توسط ثریا
خدایا تمام زیبایی دنیایت درخشندگی مرواریدهایت بوی مست کننده ی گل هایت وابی بودن اسمانت ونماز های خیس از اشک هایم همه را فراموش کن فقط گوش سپار میخواهم رازی گویم که زخمش ازارم میدهد خدایاا دوستت دارم ای رب من واین همان رازیست که به بخاطرش برایت زندگی… بیشتر »
خدایا...
19 خرداد 1396 توسط ثریا
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای ناامیدی … در خود می پیچم و بغض می کنم. چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود … خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم .. خدایا… بیشتر »
حرفهای خلوت من وخدا....
19 خرداد 1396 توسط ثریا
” خداوندا کمک کن از چَرای زندگی دل بکنم و به چِرای زندگی فکر کنم چرا که عاقبت چَرا مرگ ؛ و عاقبت چِرا تولدی دوباره است … “ گفتم: خداي من، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغهء ديروز بود و هراس فردا بر شانه… بیشتر »
عاشقانه های خـــــــــدا و من
19 خرداد 1396 توسط ثریا
رَبّ که می گویم خیالم راحت می شود . دلم آرام میگیرد که بلایی سرم نمی آید ؛کسی تا آخر هوایم را دارد…. رَبّ ؛ یعنی پرورش دهنده یعنی چیزی را از اولِ اول ،مثل یک دانه ی کوچک پرورش دهی ، مراقبش باشی ،آب و آفتابش را اندازه کنی … برایم ربوبیت کرده… بیشتر »
اللهم عجل لولیک الفرج
19 خرداد 1396 توسط ثریا
می نویسم برای ابرمردی كه تنها و غريب است ؛ . تا شايد به فرق شكافته علی (ع) . یا به پهلوی شكسته زهرا (س) . و يا به دل غمديده زينب (س) پا بر فرق ما بگذارد و بيايد . . بيايد و اين كهنه زخم ها را مرهم نهد… . و اين شب های سرد و تلخ فراق را به پايان… بیشتر »
کمپوت/شهید
19 خرداد 1396 توسط ثریا
ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود. روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد .دوربين رو برداشتم و رفتم بالاي سرش. داشت اخرين نفساشو ميزد. ازش پرسيدم اين لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري؟ با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي براي خط کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها… بیشتر »
الهی شهید بشه
19 خرداد 1396 توسط ثریا
گفت: فقط دعا كنيد پدرم شهيد بشه! خشكم زد. گفتم: اين چه دعاييه؟ گفت:آخه بابام موجيه! گفتم خوب انشاالله خوب ميشه، چرا دعا كنم شهيد بشه؟ آخه هروقت موج ميگيردش و حال خودشو نميفهمه شروع ميكنه من و مادر و برادرم رو كتك ميزنه! ، اما مشكل ما اين نيست! گفتم: پس… بیشتر »
من خدایی دارم...
19 خرداد 1396 توسط ثریا
من خدایی دارم که در این نز دیکیست نه در ان با لاها! مهربان,خوب, قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گویدبا دل کوچک من ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند, او مرا می خواند یاد او ذکر من است در غم و شادی چون به غم می نگرم ان زمان رقص… بیشتر »
خاطره
19 خرداد 1396 توسط ثریا
مرد و زن نشسته اند دور ِ سفره . مرد قاشقش را زودتر فرو می برد توی کاسه سوپ و زودتر میچشد طعم غذا را و زودتر میفهمد که دستپخت همسرش بی نمک است و اما زن چشم دوخته به او تا مُهر تایید آشپزی اش را از چشم های مردش بخواند و مرد که قاعده را خوب بلد است، لبخندی… بیشتر »
خسته ام ...
19 خرداد 1396 توسط ثریا
فکر میکنی دیوانه ام ؟؟ ….. نه من دیوانه نیستم …. فقط کمی تنهایم …. کمی تنهایی های زمانه را به دوش میکشم …. چرا انقدر تعجب نگاهت بالاست ؟؟ ….. مگر تنها ندیده ای ….. به من نخند …. شاید تو هم روزی تنها شوی… بیشتر »
دلم شکسته
19 خرداد 1396 توسط ثریا
به یک تلنگر شکستنی شده ام ….. کم کم دارم حل میشوم مانند ….. یک معما … مانند همان سوال های امتحانی سخت و آسان ….. راست میگفتی که خیلی ساده ام ….. اما چرا دیر گفتی ……… بیشتر »







